چیستی و چگونگی اثرگذاری تجاری سازی پژوهش بر رشد اقتصادی (مطالعه موردی ایران)

چكيده

توانایی و موفقیت كشورهای در حال توسعه، در گرو دستیابی به رشد اقتصادی و در پی آن توسعه اقتصادی آنها می باشد،. یكی از مهمترین راهكارهایی كه كشورهای در حال توسعه ای نظیر چین، كره جنوبی، مالزی و… به كمك آن توانسته اند رشد اقتصاد بالایی را تجربه كنند، توجه به عامل خلاقیت و نوآوری در عرصه تولید می باشد. خلاقیت و نوآوری از عوامل مهمی هستند كه به طور مستقیم یا غیر مستقیم در افزایش تولیدات یك كشور نقشی حیاتی ایفا می نمایند.

در ادبیات نوین علم اقتصاد، تولید تابعی است از: نیروی كار ماهر (عامل خلاقیت و نوآوری در افزایش مهارت نیروی كار نقش دارد)، سرمایه مبتنی بر تكنولوژی (سرمایه ای كه با بهره گیری از خلاقیت به روز شده باشد) و نهاده مستقل دانش كه از آن به عنوان نمادی از خلاقیت و نوآوری یاد می شود.
با چنین رویكردی هدف از ارائه مقاله فوق، تبیین نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری در رشد اقتصادی كشور بوده، لذا با بهره گیریاز داده های آماری می توان تابع تولید مربوطه را برآورد نمود و در نهایت بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق می توان ارتباطی مثبت و معنی دار بین خلاقیت و رشد اقتصادی مشاهده نمود.

۱- مبانی نظری خلاقیت

طبق نظریه خلاقیت «استرنبرگ» و«لیوبارت»، افراد زمانی به یك رشته خدمت می كنند كه در رشته ای از اندیشه ها با قیمت پایین می خرند و با قیمت بالا می فروشند. به عبارت دیگر، آنان اندیشه هایی را كه ضعیف تدوین شده و ناآشنا یا ناشناخته اند ولی از توان رشد بالقوه برخوردارند می خرند یا اتخاذ می كنند، سپس روی آن ها سرمایه گذاری خلاقانه انجام می دهند و پیش از آن كه به اندیشه های جدید نا شناخته با توان رشد بالقوه بروند، آن ها را بصورت فرآورده های خلاق توسعه می دهند. طبق ایننظریه، خلاقیت به تأثیر متقابل شش عامل نیاز دارد: اول، توانایی های ذهنی لازم برای دیدن مسائل به شیوه نوین و تشخیص مسائلی كه ارزش پیگیری را دارند و توانایی قبولاندن اندیشه های خود به دیگران است. دوم، دانش كافی در آن رشته برای حركت به جلو را می طلبد. سوم، توان اندیشیدن به شیوه ای نوین در مورد روش مؤثر حل مسئله و اندیشیدن به صورت كلی (در تصویر بزرگ) و نیز تفكر مكانی (تصویر در مورد جزییات) چهارم، مستلزم داشتن شخصیتی با مشخصه خطرجویی حساس و ریسك پذیری خودكارآمدی و تحمل در برابر نامطمئن بودن و ابهام است. پنجم، انگیزش ذاتی برای كاركردن در یك رشته. ششم، یك محیط حمایت كننده كه در آن رشته پاداش داده شود.

2- اهميت نوآوری و بررسی مفاهيم آن

«شومپیتر» نوآوری را به منزله استقرار كاركردهای نو در تولید می داند. وی در كتاب «نظریه توسعه اقتصادی» خود باتفاوت قائل شدن بین اختراع و نوآوری معتقد است كه فرایند نوآوری و ابداع مرحله كاربرد اختراع می باشد و نه تنها به اندازه خود اخــــتراع دارای اهمیت است بلكه نیاز به جسارت و مخاطره پذیری نیز دارد. در واقع مخترع چگونگی فنی و علمی عقاید نو را ارائه می دهد و توانایی رهبری اقتصادی برای معرفی عقاید نو و روش های نو را به بازار ندارد در حالیكه نوآور به كاربرد تجاری و اقتصادی عقاید نو می پردازد و وظیفه اصلی آن ارائه عقاید و روش های نو برای محصول و تولید است. لذا در غیاب این افراد كه استعدادهای نوآوری، ابتكار پیگیری فرصت های جدید، توانایی سازماندهی و نیز انگیزه استفاده از ابداعات را دارند، توسعه اقتصادی تحقق نمی یابد. بنابراین «شومپیتر» با استفاده از چرخه های نوآوری خود بیان می كند كه نوآوران با خصــوصیات و ویژگی‌هایی نظــیر ریسـک پذیری، انعطاف پذیری، تفكر راه بردی، دوراندیشی، نیاز به كسب موفقیت، حس برتری جویی، ثبات ناپذیری، قدرت خلاقیت زیاد و توانایی استفاده از فرصت ها را دارند و با استفاده از پنج روش معرفی كالاهای جدید، شیوه نوین تولید، بازارهای جدید، منابع و مواد اولیه تازه، و سازمان و تشكیلات جدید، نوآوری نموده و زمینه ایجاد جامعه ای نو و توسعه یافته را فراهم می آورند. بر اساس این نظریه، خلاقیت، منبع ایجاد ارزش است. نوآوری شومپیتری بر اهمیت فن آوری تأكید دارد و تركیب خلاقانه منابع را به عنوان شالوده محصولات و روش تولید جدید مورد توجه قرار می دهد. به عبارت دیگر، این تركیب خلاقانه باعث ایجاد دگرگونیدر بازار و صنعت شده و از این طریق باعث توسعه اقتصادی می شود. در نهایت منظور از نوآوری، خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است، به عبارت دیگر نوآوری اندیشه خلاق تحقق یافته است كه به بهبود فرایندها و فراورده ها منجر شود. نوآوری به پنج صورت ظاهر می شود:

  1. معرفی و تجاری كردن محصول یا خدمت جدید یا بهبود اساسی در كاربرد محصولات و خدمات موجود
  2. معرفی فرایند تولید جدید یا بهبود اساسی در فرایند های كاری موجود
  3. ایجاد بازار جدید
  4. توسعه منابع جدید تامین كننده مانند مواد اولیه، تجهیزات و دیگر ورودیی‌ها
  5. ایجاد تغییرات اساسی در ساختارهای صنعتی و سازمانی

3- فناوری و تجاری سازی پژوهش

چرخه خلاقیت و نوآوری در ادامه ارزش افزایی خود به فناوری تبدیل گشته و تعاملات انها با یكدیگر در نهایت تجاری سازی پژوهش را منتج می شود لذا می بایست كه مفاهیم و مبانی نظری فناوری و تجاری سازی پژوهش نیز مورد تحلیل قرار گیرد.

3- 1 فناوری

بی شك در هزاره سوم مهمترین اختلاف بین درآمد كشورها و دلیل رشد اقتصادی كشورها را فناوری (و نه میزان سرمایه فیزیكی) توجیه می كند. پس مطالعه و سیاستگذاری در این زمینه، بیش از پیش جلوه می نماید.

فناوری همواره در خلق ثروت برای كشورها نقش اساسی داشته و سطح استاندارد و كیفیت زندگی مردم را به شدت تحت تأثیر قرار داده است، البته لازم به ذكر است كه تولید ثروت، مفهومی فراتر از تولید پول و شامل عواملی مانند رفاه بیشتر، كشف و استفاده مؤثر از منابع، حفظ منابع طبیعی، افزایش سرمایه فكری و سایر عوامل تأثیرگذار در افزایش استاندارد و كیفیت زندگی است. (بحرینی و شادنام ،1386، ص 41)

فناوری به تنهایی عامل خلق ثروت نیست، بلكه استفاده مؤثر و مناسب از آن است كه باعث خلق ثروت می شودفناوری و به تبع آن نوآوری كه ایجاد شده و در قفسه ها نگهداری می شود، به خلق ارزش منجر نخواهد شد. ایده ای كه ظهور می كند و رشد و توسعه می یابد، ولی به مرحله عمل نمی رسد، حتی اگر ثبت هم شود، نمی تواند منافع و دستاوردهای مالی داشته باشد. استفاده از فناوری تجاری شده برای رسیدن به اهداف راهبردی یا عملیاتی بنگاه، می تواند به خلق ثروت بینجامد. (همان ،1386)

2-3 تجاری سازی پژوهش

تجاری سازی پژوهش مبتنی بر رفع نیازهای موجود بازار برای آن محصول بوده و می توان بازار جدیدی خلق یا به شكلی نوین تر به ارتقای بازارهای قبلی بینجامد. پس چرایی شكل گیری آموزش، تحقیق، توسعه و نوآوری، اغلب ناشی از نیازهای موجوده در بازار بوده و هست. تجاری سازی پژوهش برای تبدیل كالا یا خدمات قابل استفاده و ارائه و انتشار آن در سطح جامعه، نیازمند تحقیق و توسعه، خلاقیت و نوآوری، منابع خطر پذیر و زنجیره ای از فعالیت ها و اقدامات متعدد و مختلف است.

اما این زنجیره در قالب تجاری سازی پژوهش در چه پروسه ای عمل می نماید؟

برای پاسخ به این پرسش باید ببینیم به راستی محتوای باطنی آموزش، تحقیق ، توسعه و نوآوری چیست و ارتباط آنها با بكدیگر چگونه است؟

آموزش، انتقال دانش یا مهارت از شخص به اشخاص یا اشخاص دیگر است. تحقیق یا پژوهش، فرآیندی است كه طی آن پول به دانش تبدیل می شود. تولید هر دانش نیازمند هزینه است. توسعه، تزریق فناوری به به خطوط تولید برای بقا و زنده ماندن هر مجموعه محسوب می شود. 31(-(Duke,b 2004, p: 29 و منظور از نوآوری به كاربردن ایده های سودآور جدید در بازار كسب و كار، به منظور تولید ثروت و خلق ارزش است.

در ابتدا دانش را در دانشگاه تولید نموده (تحقیق)، سپس دانش تولید شده را در آزمایشگاه به فناوری تبدیل می نماییم؛ تا این مرحله فقط پول هزینه شده برای اینكه دانش را به فناوری تبدیل نماییم؛ اما بعد از آن، فناوری را به بازار عرضه نموده و از بازار بازخوردی گرفته، بر اساس آن بازخورد و نیاز بازار به آن فناوری، بحث نوآوری پیش می آید كه محصول را تكمیل نموده و برای تولید انبوه روانه بازار می كند (توسعه). منظور از نوآوری به كار بردن ایده های جدید سود آور جدید در بازار كسب و كار، به منظور تولید ثروت و خلق ارزش است (بحرینی و شادنام ،1386، ص46- 47) در این مرحله چند برابر هزینه اولیه، درآمد عاید ما خواهد گردید.

سایر مقالات